شنبه 1397/10/29

برادرانم برای تصاحب اموالم، مرا به عنوان دیوانه به بیمارستان روانی بردند

  • کد خبر: ۶۱۶۷۴۲
  • تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۳۹۷ - ۰۵:۱۴ ق.ظ
  • مرجع خبر: خبرآنلاین
  • گروه خبر: حوادث
چندی‌پیش مرد جوانی با مراجعه به دادسرای جنایی تهران از اقدام غیرقانونی عوامل یک مرکز درمانی خبر داد و گفت آنها او را با آمبولانس ربودند و برای مدت دو هفته در یکی از مراکز روان‌درمانی تهران حبس کردند.
این مرد گفت: روزی که من را از مقابل خانه‌ام ربودند یک نفر زنگ زد و گفت پستچی است و برای تحویل بسته باید بروم و چیزی را امضا کنم. من هنوز درگیر تحویل بسته و امضای رسید پستچی بودم که صدای آمبولانس شنیدم و دیدم آمبولانس به‌سرعت دارد به ‌سمت خانه ما می‌آید برای همین فکر کردم حال یکی از همسایه‌ها بد شده است. سریع در پارکینگ را باز کردم. هنوز در همین گیرودار بودم که ناگهان سه نفر از آمبولانس پیاده شدند و دست‌ و پای من را گرفتند. ‌دائم صدایی هم می‌شنیدم که می‌گفت: خودش است، بگیریدش، خیلی خطرناک است، مراقبش باشید اما صاحب صدا را ندیدم.
این مرد ادامه داد: سه مرد به هر نحوی با وجود مقاومت‌هایم، مرا به آمبولانس بردند و دستم را به تخت آمبولانس بستند. بعد هم من را به یک مرکز روان‌درمانی بردند، در آنجا به من دارو دادند و هرچه گفتم من سالمم و مشکلی ندارم، کسی به حرفم گوش نداد. ‌حتی یکی، دو بار در آنجا به من شوک دادند. درگیر این بودم که به مسئولان آن مرکز درمانی بفهمانم اشتباه شده که صدای برادرم را شنیدم که با یکی از پزشکان آنجا صحبت می‌کرد. ‌آن‌موقع بود که فهمیدم همه‌چیز زیر سر او است. سریع سراغش رفتم و گفتم این مسخره‌بازی را تمام و کاری کند که من بیرون بروم، اما او همان‌موقع به رفتار من استناد کرد و گفت هنوز حالم خوب نشده است؛ از دکتر هم خواست به من شوک بدهند یا هر کار دیگری که لازم است بکنند، فقط به این زودی من را رها نکنند.
این مرد که علاوه ‌بر دو برادرش از مسئولان مرکز درمانی برای انتقال و نگهدای غیرقانونی او شکایت کرده، در ادامه گفت: پزشکان حرف من را باور نکردند و در نهایت یک روز زمان ملاقات فرار کردم. الان هم برای شکایت آمده‌ام.
با طرح این شکایت، بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران دستور شناسایی و دستگیری سه سرنشین آمبولانس، مدیر و پزشک معالج مرکز درمانی و برادران مرد جوان را صادر کرد. با دستگیری افرادی که در انتقال و نگهداری مرد جوان نقش داشتند، همگی گفتند کار غیرقانونی‌ انجام نداده‌اند. آنها گفتند براساس مدارک و شواهدی که برادران مرد جوان ارائه دادند، این کار را کرده‌اند. همچنین در تحقیقات از افرادی که سوار آمبولانس بودند، مشخص شد فردی که آنها را راهنمایی می‌کرده، یکی از برادران شاکی بوده‌ است.
پزشک معالج نیز گفت: برادران این مرد فیلم‌هایی را نشان دادند که او در حال ضجه بود و همچنین گفتند او اخیرا فشار عصبی زیادی را تحمل کرده که اوضاع روحی‌اش را به هم ریخته، پدرمان فوت شده و همسرش هم از او جدا شده است؛ به همین خاطر کارش شده ناله و گریه دائمی. همچنین مدارکی را نشان دادند که ما براساس آن این مرد را بستری کردیم.
با به‌دست‌آمدن این نتایج در تحقیقات اولیه مرد شاکی گفت: برادرانم به خاطر اینکه پدرم قبل از فوتش دو ملک بسیار گران‌قیمت را به نام من کرد ناراحت بودند و این نقشه را برای همین کشیدند.
در بخش دیگری از تحقیقات مشخص شد دو برادر با وکالت‌نامه‌ای که در اختیار داشتند10 میلیون تومان از حساب شاکی برداشت کرده‌اند، اما شاکی مدعی شد وکالت‌نامه‌ای به آنها نداده است. بنابراین این موضوع نیز مورد تحقیق قرار گرفت و مشخص شد فردی را که به عنوان پستچی به در خانه او مراجعه کرده، نیز برادرانش اجیر کرده بودند و اصلا بسته پستی در کار نبوده است، بلکه او جعبه خالی را تحویل گرفته‌ و نامه‌ای که او امضا کرده همان وکالت‌نامه بوده است.
به‌این‌ترتیب دو برادر شاکی نیز مورد بازجویی قرار گرفتند و مدعی شدند برادرشان به خاطر طلاق همسرش بدهی زیادی بالا آورده بود و از آنها 20 کیلو طلا و مقدار زیادی سکه قرض کرده ولی هیچ‌وقت آن را به برادرانش پس نداده است؛ برای همین این نقشه را طراحی کردند تا بتوانند طلبشان را پس بگیرند و برای این کار فیلم برادرشان را که در حال عزاداری برای پدرشان بود، به پزشکان نشان دادند و طوری صحنه‌سازی کردند که او را بیمار نشان دهند.
درحال‌حاضر تحقیقات در مورد ادعاهای سه برادر ادامه دارد.

لینک کوتاه: http://newsfa.ir/news/616742

کوتاه و خواندنی

قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می‌کرد. در یکی از سخت‌ترین آزمایش‌های پروژه یک تکنسین سیم‌ها را برعکس وصل کرد و آ...

در بحث شركت كنيد

پربحث ترین ها