جمعه 1397/04/29

رونق بازار داروفروشان در ناصرخسرو

اقتصاد نیوز: کار داروفروشان غیر قانونی به دلیل تغییرات نرخ ارز و تأثیرات آن بر واردات دارو بار دیگر رونق گرفته و دلالان این کالای اساسی را به پاتوق همیشگی‌شان یعنی خیابان ناصرخسرو کشانده است.
«از متروی امام‌خمینی شروع می‌شود. هنوز چند صد متر تا ناصرخسرو باقی مانده است. از راه نرسیده، مرد جوانی با اشاره و تکان‌ دادن سر و لب‌هایش می‌گوید: دارو ... دارو ....  با چشمانش من را دنبال می‌‌کند و منتظر اشاره و حرکتی است تا سؤال بعدی را بپرسد: «چی می‌خوای؟» ضلع جنوب میدان توپخانه جلوی درِ متروی امام‌خمینی ردیف ایستاده‌اند. از ۱۵ نفر بیشترند و با چهره‌هایی آفتاب‌سوخته، برای هر رهگذری زمزمه می‌کنند «دارو ... دارو ...».

اگر چه مسئولان وزارت بهداشت بارها اعلام کرده‌اند کمبود دارو یی در کشور وجود ندارد اما بازار داغ دلالان دارو بیانگر چیز دیگری است و این روز‌ها کار دارو فروشان غیر قانونی به دلیل تغییرات نرخ ارز و تأثیرات آن بر واردات دارو ، بار دیگر رونق گرفته و دلالان این کالای اساسی را به پاتوق همیشگی‌شان یعنی خیابان ناصرخسرو کشانده است. آزادانه، بدون ترس و به قول خودشان در کمترین زمان و تضمین‌‌ شده، انواع قرص‌ها، دارو ها و آمپول‌هایی را که حتی در دارو خانه‌های تخصصی نیز نایاب شده و دست بیماران خاص نیز از آنها کوتاه است، به‌ دست‌تان می‌رسانند و اگر فروشنده دارو باشید، فهرستی بلندبالا برایت ردیف می‌کنند و قول می‌دهند درآمد خوبی از این راه کسب خواهی کرد. به قول قدیمی‌ها، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را اینجا می‌توان پیدا کرد. کافی است فقط سری به اینجا بزنید. مردان سر هر کوچه‌ و گذری ایستاده و زیر لب یک کلمه را زمزمه می‌کنند؛ «دارو ». دنبال مشتری این‌ سو و آن‌ سو می‌چرخند و حواسشان به هر تازه‌واردی که می‌آید، است و زیرچشمی آنها را می‌پایند.

از مترو خارج می‌شوم. از میان دلالان. مردی تقریبا ۵۰ساله نزدیک می‌شود: «دارو ... دارو ...». می‌گویم برای یکی از بستگانم که بیماری قلب دارد، دارو ی وارفارین می‌خواهم.

- «چند بسته می‌خوای؟»

- دو بسته!

تلفن همراه را از جیب شلوارش بیرون می‌آورد، تماس می‌گیرد و بعد از کمی مکث، به کسی که آن طرف خط است، می‌گوید: «وارفارین داری؟... مشتری دارم ... نیم‌ساعت دیگه؟ باشه خداحافظ.»

- خانم شماره من را یادداشت کن! نیم‌ساعت دیگه بهم زنگ بزن بهت خبر می‌دم.

تأکید می‌کنم حتما اصل باشد؛ وگرنه حاضر نیستم پولی پرداخت کنم. سگرمه‌هایش را در هم می‌کشد و می‌گوید: «خانم همه دارو هایی که من می‌فروشم تاریخ داره، حتی دارو خانه‌ها هم میان از ما خرید می‌کنند. خیالت راحت. من از سال ۷۸ دارو فروشم. از همین بیمارستان... روزی هزار بار میان از من دارو می‌خرن. خواستی زنگ بزن بهت دارو بدم. با جعبه می‌خوای یا بدون جعبه؛ قیمتش فرق می‌کنه.»

- چه فرقی می‌کنه؟

- بدون جعبه ارزون‌تر است.

- هر دارو یی خواستم با این شماره تماس بگیرم؟

این را که می‌گویم، کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «معلومه یک کاره‌ای هستی که این جوری سین‌جیم می‌کنی. بیمارستان کار می‌کنی؟ پرستاری؟»

- نه آقا فقط برای بستگانم دنبال دارو هستم.

این را می‌گویم و از او دور می‌شوم. بازگشت رونق به بساط دارو فروشان خیابان ناصرخسرو در شرایطی است که به گفته کیانوش جهانپور، مدیر روابط‌ عمومی سازمان غذا و دارو ، بازار غیر رسمی دارو در ناصرخسرو هیچ‌وقت جمع نشد اما شدت حضور دلالان در این مکان در دوره‌های مختلف کم و زیاد شده است. او دراین‌باره به «شرق» می‌گوید: «پدیده قاچاق دارو در همه دنیا و بازار‌های دارو یی به دلایل مختلف وجود دارد. کشور ما هم از این ماجرا مستثنا نیست. این که به نظر می‌رسد این پدیده در ماه‌های اخیر افزایش پیدا کرده، چند علت دارد. یکی حمایت از دارو ی ایرانی است. پس از این‌ که واردات برخی دارو ها به دلیل وجود نمونه داخلی آن متوقف شد، برخی بیماران از طرق مختلف پزشک یا اطرافیان به سمت استفاده از دارو ی خارجی هدایت می‌شوند و برخی بیماران بدون این که هشدار‌ها را در نظر بگیرند، برای تهیه دارو های با برند خارجی راهی این بازار‌ها می‌شوند که خطرات خاص خود را دارد. همین امر موجب می‌شود این بازار کماکان ادامه داشته باشد.»

حسام‌الدین شریف‌نیا، عضو انجمن دارو سازان تهران و متخصص اقتصاد دارو ، نیز دراین‌باره بیان می‌کند: زمانی که صنعت دارو دچار مشکل می‌شود، قاعدتا بیماران برای پیداکردن دارو سر از خیابان‌هایی مانند ناصرخسرو درمی‌آورند و دلالان حضورشان پررنگ‌تر می‌شود. در حقیقت رابطه مستقیمی بین کمبود دارو و پررنگ‌شدن حضور دلالان در بازار وجود دارد.

او می‌افزاید: «بعید می‌دانم دارو یی که از مسیر قانونی وارد شده باشد، به این بازار راه پیدا کند و عمدتا این دارو ‌ها از راه قاچاق از کشور‌های همسایه مانند ترکیه، کردستان عراق و پاکستان وارد کشور می‌شوند که متأسفانه بسیاری از این دارو ‌ها تقلبی هستند. این را نیز باید بگویم که حتی اگر دارو ها از اصالت برخوردار باشند، به دلیل شرایط حمل به احتمال زیاد تا زمانی که به مقصد برسند، اصالت و کیفیت خود را از دست می‌دهند.»

گاهی در میان جمعیت چهره‌های سرد و ناامیدی دیده می‌شوند که سنگ‌فرش خیابان را تا کوچه مروی برای درمان پرسه می‌زنند. اینها همان کسانی هستند که برای درمان عزیزانشان به اینجا آمده‌‌اند تا شاید دارو یی که پزشک برایشان تجویز کرده و در دارو خانه‌‌های رسمی پیدا نکرده‌‌اند، اینجا پیدا کنند. نکته دیگر، حضور افرادی است‌ که برای فروش دارو ‌‌هایشان به دلالان مراجعه می‌کنند. هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بودم که  مرد جوانی نزدیک می‌شود با صدایی خراشیده و جای زخم‌های کهنه روی دستانش، بدون این که سؤالی بپرسم، می‌گوید: «چه دارو یی می‌خوای؟» نام چند دارو ی کمیاب را می‌گویم: «چند تا می‌خوای؟ اگه می‌خوای همین الان زنگ بزنم برات بیارن، فقط اگه مطمئنی بگو، چون باید زنگ بزنم دکتر دارو خونه برام با پیک بفرسته، همشونم جعبه و تاریخ دارن.»

دارو ها را به‌ خوبی می‌شناسد، حتی کشور و شرکت‌های سازنده‌شان را. می‌گوید اهل معامله و باانصاف است و اگر تعداد بالا و کارتنی خرید کنم حاضر است تخفیف بیشتری بدهد. به او اطمینان می‌دهم در جایی کار می‌کنم که به دارو ‌های مختلف دسترسی دارم، این را که می‌گویم لبخند روی لبانش جا خوش می‌کند و می‌خواهد با او همکاری کنم: «سلسپت ۸۰ هزار ازت می‌خرم ریتوکسی مب یا همون مبترای ایرانی خودمون بین ۸۰۰ تا یک‌میلیون‌و ۵۰۰، «ای‌وی‌ای‌جی» گرمی ۴۰ هزار تومن، البته اگه زیاد برام بیاری شایدم بیشتر ازت ورداشتم، سینوکس بین ۱۶۵ تا ۱۷۰ هزار تومن، ریتالین ۵۵۰  هزار تومن هفته پیش ۴۵۰ تومن بود قیمتش، آلبومین دونه‌‌ای ۸۵ هزار تومن، هرسپتین، فاکتور ۷ یا ۸ یا ۹ هم خوب ازت می‌خرم. هرسپتین الان حدود چهار میلیون یا چهارمیلیون‌و ۵۰۰ هزار تومنه، اما تو بازار ما حدود یک‌میلیون‌و ۵۰۰ خرید و فروش میشه. کار من تخصصیه و باهات خوب کار می‌کنم، آشنا ماشنا هم زیاد دارم، هم دکتر و هم خریدار عادی. همین سلسپت که ما میدیم به دارو خونه‌ها ۸۰، ۹۰ تومن، اونا ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار تومن فاکتور می‌کنن. خیلی از دارو ها رو به دارو خونه‌ها می‌فروشم.»

بیشتر دارو هایی که اسمشان را ردیف کرد، دارو های درمان سرطان هستند. از او می‌پرسم با پرستارها و دکترها هم کار می‌کنی؟

- «آره با بیمارستان‌ها هم کار می‌کنم. فکر کنم تازه افتادی تو این کار، نگران نباش درآمدش خیلی خوبه. میری هلال‌ احمر برای ۱۰ بسته سلسپت ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومن میدی، میای بیرون خودم ازت ۸۰۰ هزار تومن ورمی‌دارم، ۷۰۰ تومن میره تو جیبت. هر وقت باهام کار داشتی فقط تماس بگیر، اینجا نیا.»

از خیابان صوراسرافیل وارد پیاده‌راه خیابان ناصرخسرو می‌شوم، به یکی از دلالان با سر علامت تأیید نشان می‌دهم که برای دارو آمده‌ام، نزدیک که می‌شود در جلد یک فروشنده وارد مذاکره می‌شوم، با نگاهی به اطرافش، چند متر آن‌طرف‌تر از جایی را که ایستاده‌ایم، به‌ عنوان محل گفت‌وگو تعیین می‌کند. به او اطمینان می‌دهم مقدار زیادی آلبومین برای فروش دارم، می‌گوید: «کجاییه؟»

- کره‌ای.

«۶۵ تومن می‌خرم.»

- نه آقا خریدار نیستی.

این را که می‌گویم دنبالم راه می‌افتد: «بیشتر ازت می‌خرم، چند می‌فروشی؟ تو بیمارستان کار می‌کنی؟»

- آره.

«دارو های شیمی‌درمانی هم گیرت میاد؟»

- چی می‌خوای؟

- «مثل شما مشتری زیاد دارم یکی از مشتری‌های قدیمیم تو دارو خونه... بخش دارو های شیمی‌درمانی کار می‌کرد و همیشه برام اوستین و هرسپتین میاورد. شماره تماس می‌دم باهام تماس بگیر. من همه نوع دارو یی کار می‌کنم؛ «ام‌اس» و «شیمی‌درمانی». الان هرسپتین می‌خوام ایرانی و خارجیش هم فرقی نمی‌کنه، آلتوزان، آلبومین، آوونکس، سینووکس، بتافرون هر دارو یی که فکرش رو بکنی من می‌خوام. فقط گیرت میاد؟»

- آره یک بخشیش رو می‌تونم گیر بیارم.

- «آلبومین چقدر ازت می‌خرن؟»

- ۸۵ هزار تومن.

- من ۹۰ ازت می‌خرم، چون می‌خوام باهات کار کنم، جنس شیمی‌درمانی داشته باشی هم ازت خوب می‌خرم، مشتریشم دارم، از یک میلیون تا ۵۰ میلیون، همون لحظه هم پولش رو حساب می‌کنم باهات.

- شتری داری؟ رو دستم نمونه!

- آره دست‌ به‌ نقد مشتری دارم.

- به بیمارا می‌فروشی یا دارو خونه‌ها؟

- می‌فروشم به دلال، دست‌ به‌ دست می‌چرخه بازم می‌رسه به دارو خونه‌ها.»

- بیشتر مشتری‌هات بیمارا هستن یا دارو خونه‌ها؟

- همه مدل مشتری دارم، ببین خانم ما داریم خلاف می‌کنیم، من از یه جا میارم، تو از یه جا، فردا مشکلی پیش اومد نه من شما رو می‌شناسم، نه شما من رو. همون بنده خدا هم که با من کار می‌کرد خانم بود، به من جنس می‌داد یک ساعت بعدش می‌فروختم، پول براش می‌فرستادم.»

- نقدی کار می‌کنی یا می‌ریزی به ‌حسابم؟

- نقدی کار کنیم بهتره، چون به حسابت واریز کنم، خودش یک نوع آثار جرم به جا میذاره، من خودم کار کردم، شما نه اولین نفر هستین نه آخرین، مثل شما مشتری زیاد داشتم.

درباره این سؤال هم از کیانوش جهانپور، مدیر روابط عمومی سازمان غذا و دارو ، پرسیدم آیا امکان وجود رابطه برخی کارکنان بیمارستان‌ها با دلالان دارو وجود دارد؟  او با بیان این که متأسفانه این افراد با برخی حلقه‌های تأمین دارو ارتباط دارند، گفت: «پیش از این فقط با پدیده فروش دارو در این مکان مواجه بودیم اما امروزه با پدیده خرید نیز مواجه‌ایم. عده‌ای از دلالان از بیماران واقعی یا افرادی که به طرق مختلف می‌توانند دارو تهیه کنند دارو خریداری می‌کنند و گاهی دیده می‌شود به دلیل تفاوت نرخ در کشور‌های هم‌جوار به فروش می‌رسد و به دلیل ارزان‌ بودن دارو در مقایسه‌ با کشور‌های هم‌جوار این دارو ها از کشور خارج می‌شوند، به همین دلیل بسیاری از کارشناسان با دلار ۳۹۰۰ به واردات دارو مخالفت کردند و گفتند اگر قرار باشد از بیماران حمایت شود، در نظام سلامت و از طریق شرکت‌های بیمه به بیماران و مصرف‌کنندگان واقعی خدمات ارائه دهیم. قطعا افرادی هستند که از فرصت‌ها استفاده می‌کنند و در پی امیال خودشان‌اند؛ بدون این که توجه کنند چه بر سر سلامت مردم می‌آورند. متأسفانه این افراد با برخی حلقه‌های تأمین دارو ارتباط دارند و شاید ضوابط در شرایط فعلی شدت و کفایت لازم را نداشته باشد تا جلوی کار آنها را بگیرد و نیاز است این مجازات افزایش پیدا کند تا شاید بتوان جلوی کار این افراد را گرفت.»

شریف‌نیا، عضو انجمن دارو سازان تهران، نیز  با بیان این که برخی از بیماران صعب‌العلاج به دلیل مشکلات مالی پس از این که با بیمه دارو ی خود را تهیه می‌کنند، آن را به دلالان می‌فروشند - البته تعداد آنها بسیار اندک است - می‌گوید: اگر فردی در بیمارستان بخواهد تخلفی انجام دهد و دارو یی را بفروشد که قرار بوده به بیمار داده شود، اما به دلایل مختلفی مثل فوت یا ترخیص بیمار از آن استفاده نکرده است، این مورد حجم بالایی را به خود اختصاص نمی‌دهد و اگر دارو یی از این روش از بیمارستان‌ها خارج شود، دیگر به عنوان دارو ی بیمه‌ای نمی‌توان آن را فروخت، زیرا همه دارو هایی که از راه قانونی وارد می‌شوند بارکد دارند و هنگامی که بارکد در سامانه ثبت می‌شود، دیگر امکان استفاده مجدد ندارد؛ بنابراین فکر نمی‌‌کنم این اتفاق چندان مرسوم باشد.

شریف‌نیا درباره آمار رسمی قاچاق می‌افزاید: «آمار‌ها در این زمینه مختلف است و من نمی‌توانم هیچ کدام را تأیید یا رد کنم، اما به‌ طور کلی گفته می‌شود آمار دارو ی قاچاق در کشور بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار است.»

به اعتقاد شریف‌نیا کمبود دارو در کشور وجود دارد و کسی نمی‌تواند منکر آن شود. او ادامه می‌دهد: «نه تنها در بخش واردات ، بلکه در بخش تولید هم به دلایل متعدد دچار مشکلیم و خط تولید برخی از شرکت‌های تولید‌کننده دارو به دلیل نبود نقدینگی قادر به تأمین مواد اولیه نیستند، ‌به همین دلیل متوقف شده‌‌اند و دارو تولید نمی‌‌کنند؛ برای مثال شرکت باختر بیوشیمی بزرگ‌ترین تولید‌کننده دارو های ضدویروس در کشور بوده که تعطیل شده است. این در حالی است که هنوز کشور وارد دوران تحریم نشده؛ در حقیقت پس از اجرای طرح تحول سلامت مراکز دولتی و بیمارستان‌ها پول شرکت‌های پخش دارو یی را پرداخت نکردند، همین امر موجب شد شرکت‌ها برای خرید مواد اولیه نقدینگی کافی نداشته باشند و کشور در برخی اقلام دارو یی دچار کمبود شود؛ همین مشکل را واردکنندگان دارو نیز دارند.»

سر دلال‌های دارو در ناصرخسرو شلوغ است، بالطبع تا تقاضا نباشد، عرضه هم وجود ندارد  اما سؤال اینجاست که چرا برخی مردم برای تأمین دارو   به جای دارو خانه‌‌ها به ناصرخسرو می‌روند و همچنان بازار سیاه به فعالیت غیرقانونی خود ادامه می‌دهد و این روزها دوباره کسب و کارشان رونق گرفته است؟

ارتباط بعضی پزشکان ایرانی با شبکه قاچاق دارو و نقشی که آنها در بازار خرید و فروش دارو در خیابان ناصرخسرو ایفا می‌کنند، موضوع تازه‌ای نیست و خرداد ۹۵ اولین‌ بار یک مقام مسئول در وزارت بهداشت آن را تأیید کرد. رسول دیناروند، رئیس سازمان غذا و دارو ، با تأیید این موضوع گفته بود: «البته گاهی پزشک دارو یی را خارج از فهرست دارو یی تجویز کرده و این موضوع بیماران را در بازاری مانند ناصرخسرو سرگردان می‌کند. ما اطمینان داریم بعضی از این پزشکان می‌توانند با شبکه قاچاق ارتباط داشته باشند؛ چرا که اگر چنین دارو یی تجویز نشود، قاچاق هم پا نمی‌گیرد.»


لینک کوتاه: http://newsfa.ir/news/575503

کوتاه و خواندنی

قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می‌کرد. در یکی از سخت‌ترین آزمایش‌های پروژه یک تکنسین سیم‌ها را برعکس وصل کرد و آ...

در بحث شركت كنيد

پربحث ترین ها