پنجشنبه 1397/03/31

پروژه زمین‌گیرکردن دولت از انکار تا واقعیت

یک سال از انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم می‎گذرد، اما جریان مخالف دولت همچنان خود را در وضعیت رقابتی می‌بیند. بعد از خروج آمریکا از برجام، تندروهای این جریان ملقب به دلواپسان دوباره جان گرفتند و در هجمه به روحانی دیگر به طرح انتقادهای تند اکتفا نمی‌کنند.
 پروژه زمین‌گیرکردن دولت از انکار تا واقعیت

امید کرمانی‌ها: پروژه حذف حسن روحانی در قالب 4 سناریوی به استعفارساندن، اِعمال فشار، طرح عدم کفایت و پرونده‌سازی، تحلیل سعید حجاریان از تحرکات مقدماتی جناح مخالف برای روزهای پسامرگ برجام و بسته شدن کامل پنجره مراودات حقوقی با غرب است تا آستانه تحمل رئیس جمهور تحریک و کاسه صبرش لب ریز شود و وقتی طاقتش به پایان رسید، نهایتا بین زندگی با آرامش و ریاست‌جمهوری پرچالش، گزینه نخست را به اختیار انتخاب کند.

تئوریسین جریان اصلاحات حتی احتمال آن را می دهد که کنار رفتن روحانی متأثر از سناریوهای چهارگانه بدون آثار اجتماعی و سیاسی باشد، زیرا رئیس جمهور نزد حامیان خود به دلیل تحقق نیافتن وعده‌های اقتصادی، عدم توانایی در رفع حصر و برخی دیگر از مسائل افول کرده، همچنین به مسائل جاری مانند فیلترینگ تلگرام و افزایش نرخ دلار نیز واکنش مناسبی نداشته است بنابراین شاید مردم به نبود روحانی رضایت دهند. ضمن آنکه در حوزه عقبه سیاسی هم عبور احزاب و چهره‌ها از روحانی محتمل است؛ از آن جهت که هر یک از متحدان امروزین وی تئوری بقای خاص خود را دارند و ممکن است در یک نقطه عطف به موضع عدم دفاع برسند. (اینجا)

واکنش‌های انکاری اصولگرایان

در مقابل این تحلیل حجاریان، هرچند اصولگرایان واکنش جناحی مشخص و یکسانی نشان ندادند اما مجموع پاسخ های آنها انکاری بود. عباس سلیمی نمین تئوری پروژه حذف روحانی را صرفا نظر عناصر دست پایین جبهه پایداری دانست که اگر در مجلس یا فضای رسانه ای حرفی می زنند اما این حرف را نباید به حساب اصولگرایی گذاشت چون با سیاست نظام و عقلای جریان اصولگرا نمی خواند، او یادآور شد «رهبری هیچ گاه اجازه نداد دولت ها در چارچوب رقابت ها نیمه تمام رها شوند. زمان ریاست جمهوری خاتمی در جناح راست کلی آدم هایی بودند که تحلیل می کردند "ماندن دولت خاتمی فاجعه است و هر طور شده او باید از ریاست جمهوری کنار برود" اما رهبری با تمام توان دفاع کرد و ایستاد تا خاتمی دوره دوم ریاست جمهوری خود را به پایان برساند. در دولت دوم آقای احمدی نژاد نیز سیاسیون زیادی معتقد بودند "باید هرچه سریعتر احمدی نژاد را استیضاح کرد" اما رهبر معظم انقلاب نگذاشت چنین اتفاقی بیفتد.» (اینجا) حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران هم این استدلال سلیمی نمین را تأیید می کند و می گوید «اراده به استعفا کشاندن دولت محدود به الان نیست و باندهای متصل به قدرت و ثروت در زمان خاتمی و احمدی نژاد هم چنین دیدگاهی را دنبال می کردند چون به هیچ عنوان دغدغه مردم را ندارند و فقط به ماندگاری خود در سطوح مختلف قدرت فکر می کنند». (اینجا)

بر خلاف این استدلال تاریخی، برخی اصولگرایان از زاویه طراحی های انتخاباتی به موضوع نگریستند. احمد کریمی‎اصفهانی اظهارات حجاریان را فرافکنی و جنگ روانی زودهنگام انتخاباتی علیه جریان اصولگرا تحلیل کرد و گفت «آقای حجاریان برای آنکه ذهن جامعه را از مسئله محقق نشدن وعده ها منحرف و مشغول مسائل فرعی کند، چنین حرف هایی زده تا مقصر وضعیت موجود را اصولگرایان جلوه دهد اما مردم کوچه و بازار زرنگ هستند و به این حرف ها می خندند! چون مردم عاقل تر از آنی هستند که آقایان فکر می کنند.» (اینجا)

البته واکنش سومی هم در اردوگاه اصولگرایان شنیده شد که از جنس طعنه و تمسخر بود. روزنامه اصولگرای جوان نوشت « سعید حجاریان گویی اصلاً در ایران نیست و همچون خیال‌پردازی‌های دوستش اکبر گنجی، برنامه جناح مقابل را چنان ترسیم کرده که خودشان هم بشنوند، تعجب می‌کنند. با وجودی که تزهای قبلی حجاریان اصلاحات را به خاک سیاه نشاند و همگ شکست خورد اما ظاهراً برای او درس‌آموز نبوده است». (اینجا)

اما دیدگاه متفاوت دیگری هم وجود داشت که مختص احمد توکلی بود. او از موضع پیر و ریش سفید سیاسی به مسئله ورود کرد و در قالب پند و نصیحت به حجاریان چنین پاسخ داد که «این حرف ها از امثال شما که دعوی دفاع از دموکراسی دارید و از مردم سالاری دفاع می کنید، پذیرفته نیست. اقتضای مردم سالاری آن است که نمایندگان مردم در مجلس بتوانند حرف شان را بزنند و متهم به توطئه براندازی دولت هم نشوند. اگر در مقابل نقدها سعه صدرمان را بالا ببریم و انتظار نداشته باشیم کسی به دولت چیزی نگوید، خیلی از اختلاف نظرهای بی مورد رفع می شود». (اینجا)

استراتژی اصلاح‌طلبان؛ دفاع در حد مقدورات

در مقابل اصلاح‌طلبان گویی تحلیل حجاریان را جدی گرفتند و تصمیم دارند تا آنجا که برای شان مقدور و میسر است از روحانی پشتیبانی کنند و این نکته را برای پایگاه اجتماعی خود توضیح دهند که بسیاری از موانع پیش روی روحانی ناشی از عوامل داخلی و خارجی است و او در ایجاد وضعیت موجود مقصر نبوده است. شهیندخت مولاوردی فعال اصلاح طلب و دستیار رئیس جمهور در امور حقوق شهروندی گفت: «برخی از همان سال 92 تمام همّ و غم‎شان این است دولت زمین بخورد. تلاش های آنها برای دامن زدن به یأس، سرخوردگی و ناامیدی مردم را می توان آشکارا مشاهده کرد تا به جامعه این فرضیه خود را ثابت کنند و بگویند همان طور که پیش بینی می کردند هیچ تغییری به وجود نیامده و نخواهد آمد و منتظر هیچ اتفاق مثبتی نباید بود در حالیکه خیلی از رأی دهندگان به رئیس جمهور واقعیت ها را می دانند و می خواستند با این رأیی که می دهند خیلی از برنامه ها دیگر پیاده نشود»(اینجا) و معصومه ابتکار نیز حرف های او را تأیید کرد و یادآور شد «رقبا و مخالفان از همه ابزار متعارف و غیرمتعارف برای توقف دولت استفاده می‎کنند. مردم می بینند چه فشارهایی روی دولت است، جامعه شاهد است که متأسفانه چگونه و چطور با طراحی های رسانه ای، ایجاد فضای روانی و اقدامات برخی، دولت از مواجهه با یک بحران به بحران دیگر سوق داده می‎شود. در حالیکه با وجود تهدیدهای جدی خارجی، وقت آن نیست که رقبای انتخاباتی از دولت انتقام بگیرند اما مردم با وجود همه مشکلات و فشارها، به واقعیت ها آگاه هستند».(اینجا)

پیگیری رویکرد مقابله با سناریوهای مخالفان دولت براساس آگاه سازی عمومی محدود به اصلاح طلبان درون دولت نبود و عبدالله ناصری عضو شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات نیز تأکید کرد: «قطعا تندروها ایجاد فضاهایی را برای تحت فشار قرار دادن و لطمه زدن به اعتبار دولت نزد افکارعمومی دنبال می کنند ولی ظرفیت سیاسی آقای روحانی بیشتر از آن است که استعفا دهد. حتی اگر مشکلات بیشتر از اینها برایش به وجود آید وادار به استعفا نمی شود.» مرتضی مبلغ معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات نیز بیان کرد: «هرچند روحانی می‌خواهد آرامش در جامعه بر قرار شود و چالش‌های کمتری وجود داشته باشد اما عده‌ای قصد سنگ‌اندازی دارند و می‌خواهند دولت با مشکل مواجه شود بنابراین او باید یکسری مطالب مهم و حساس و مرتبط با سرنوشت جامعه را بیان کند چون جامعه این انتظار دارد مشخص شود این افراد چه کسانی هستند؟ مردم نشان داده‌اند اگر با آن‌ها شفاف و صادقانه برخورد شود اعتمادشان بیشتر خواهد بود.» (اینجا)

عبرت تاریخی

‌فارغ از آنکه عناصر جناح راست طبق گفته حجاریان واقعا سناریوهای چهارگانه را علیه روحانی طراحی کرده‌اند یا روحشان از این مسئله بی خبر است شاید بهترین جمله در توصیف وضعیت کنونی کشور را اسحاق جهانگیری به زبان آورد که گفت «عملکرد و مواضع برخی افراد در جهت خواست دشمنان است. برخی به اشتباه تصور می کنند می توان به دولت در برهه کنونی آسیب رساند اما نظام آسیب نبیند یا برخی فکر می کنند می توان نظام را دچار مشکل کرد به طوریکه به ایران ضربه وارد نیاید اما سرنوشت ایران، نظام و دولت در مقطع کنونی به یکدیگر گره خورده است.» (اینجا) در چنین فضایی ناامید کردن مردم از دولت به ضرر کل حاکمیت و کشور تمام می شود. امروز همه ایرانیان تهدیدها و منافع مشترک دارند و باید از سخت ترین گردنه ها رد شوند؛ برای برچیدن سایه تهدیدها از سر کشور و نظام هم فقط یک راه وجود دارد و آن اینکه ملت یکپارچه باشد؛ هر جناح سیاسی به جای سینه زدن برای خود، برای نظام و کشور سینه بزند و مسئولان بر ادای وظایف شان تمرکز کنند اما اگر مشی جناح ها و دستگاه های مختلف بر آن قرار گیرد که به هم مشغول شوند، مطئمنا مقابله با تهدیدهای خارجی موضوع فرعی خواهد شد. اتفاقی که در تاریخ نمونه های زیادی دارد و تقریبا همه نیز به سرنوشت مشترکی دچار شدند.  


لینک کوتاه: http://newsfa.ir/news/562165

کوتاه و خواندنی

قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می‌کرد. در یکی از سخت‌ترین آزمایش‌های پروژه یک تکنسین سیم‌ها را برعکس وصل کرد و آ...

در بحث شركت كنيد

پربحث ترین ها