سه شنبه 1397/05/23

توکل بر خدا در تنگنای زندگی

  • کد خبر: ۵۱۸۹۱۲
  • تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۵ ق.ظ
  • مرجع خبر: حوزه
  • گروه خبر: گوناگون
مردی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) در تنگنای زندگی قرار گرفت. وی که دارای شغل مناسبی نبود و بسیاری اوقات از بیکاری رنج می برد، خانه نشین شد


مردی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) در تنگنای زندگی قرار گرفت. وی که دارای شغل مناسبی نبود و بسیاری اوقات از بیکاری رنج می برد، خانه نشین شد. روزی همسرش به وی گفت: ای کاش به محضر پیامبر (ص) می رفتی و از او درخواست کمک می نمودی! مرد با پیشنهاد همسرش به حضور رسول الله (ص) رفت. هنگامی که چشم حضرت به او افتاد، فرمود:
«مَنْ سَأَلْنا اعْطَیناهُ وَ مَن اسْتَغْنی اغْناهُ الله؛
هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او یاری می کنیم ولی اگر بی نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بی نیاز می کند.»

او پیش خود فکر کرد که مقصود پیامبر، من هستم و بدون این که سخنی بگوید، به خانه برگشت و ماجرا را برای همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا (ص) هم بشر است و از حال تو خبر ندارد. او را به وضع زندگی نکبت بار و پر مشقت خود آگاه کن!
مرد ناچار برای بار دوم به حضور پیامبر (ص) رفت اما قبل از این که حرفی بزند، پیامبر (ص) همان سخن قبلی را تکرار کرد. بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولی چون خود را همچنان در چنگال فقر و بیکاری، ضعیف و ناتوان می دید، برای سومین بار با همان نیت به مجلس رسول اکرم (ص) رفت. باز هم لب های پیامبر (ص) به حرکت در آمد و با همان آهنگ که به دل، قوت و به روح، اطمینان می بخشید همان جمله را تکرار کرد. این بار اطمینان بیشتری در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کلید مشکل خویش را در همین جمله یافته است. وقتی که خارج شد، با قدم های مطمئن تری راه می رفت. با خود فکر می کرد که دیگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تکیه می کنم و از نیرو و استعدادی که در وجودم به ودیعت نهاده شده است، بهره می گیرم و از او می خواهم که مرا در کارهایم موفق گردانیده و از دیگران بی نیاز سازد. با این نیت، تیشه ای عاریه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقداری هیزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خویش را چشید. روزهای دیگر به این کار ادامه داد تا به تدریج توانست از حاصل درآمد خویش، ابزار کار را فراهم نماید. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و شتر و غلامانی شد. وی در اثر تلاش و کوشش شبانه روزی، یکی از افراد ثروتمند گردید. روزی به محضر پیامبر (ص) آمده و وضعیت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روز فلاکت بار به محضر آن بزرگوار آمده بود و چگونه سخن پیامبر (ص) وی را به تحرک و کار واداشت. پیامبر (ص) فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک می کنیم ولی اگر بی نیازی بورزد، خدایش او را کمک خواهد نمود.

منبع : پاک نیا، عبدالکریم؛ آموزه های وحی در قصه های تربیتی، ص: 11

لینک کوتاه: http://newsfa.ir/news/518912

کوتاه و خواندنی

قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می‌کرد. در یکی از سخت‌ترین آزمایش‌های پروژه یک تکنسین سیم‌ها را برعکس وصل کرد و آ...

در بحث شركت كنيد

پربحث ترین ها