چهارشنبه 1397/02/05

سکانس جنجالی با لباس رفتن در استخر چه عواقبی برای عوامل سریال «لیسانسه‌‌ها» داشت؟

سروش صحت درباره بازخوردهای مثبت سکانس با لباس رفتن در استخر گفت: خوشبختانه ظرفیت بالا است و این موارد فقط شوخی است.


سروش صحت درباره بازخوردهای مثبت سکانس با لباس رفتن در استخر گفت: خوشبختانه ظرفیت بالا است و این موارد فقط شوخی است.
با چهره و کارهای سروش صحت آشنا هستیم. کارگردان مجموعه‌های طنزی که لحظات خوشی را برایمان آفرید. صحت در این گفت‌و‌گو از «لیسانسه‌ها» و اجرایش در «کتاب‌باز» گفته است.

قصد دارید سری‌سوم سریال «لیسانسه‌ها» و در‌واقع «فوق‌لیسانسه‌ها» را بسازید؟ چرا‌که پیش‌از این آقای رضا جودی گفته بودند که اگر شما فرصت داشته باشید این کار را خواهید ساخت، گویا دلیل اصلی این‌که تاکنون «فوق‌لیسانسه‌ها» ساخته نشده مشغله زیاد شما بوده است.

باید پخش سری‌دوم «لیسانسه‌ها» به‌پایان برسد سپس راجع‌به آن صحبت کنیم، اما احتمال ساخت «فوق‌لیسانسه‌ها» بسیار زیاد است، در‌واقع باید ببینیم مردم دوست دارند که سری‌سوم «لیسانسه‌ها» ساخته شود یا نه.

بازخوردهای خوبی تاکنون از جانب مخاطبان مشاهده می‌شود و ارتباط رضایت بخشی با این سریال برقرار کرده‌اند؛ بنابراین می‌توان گفت ساخت «فوق‌لیسانسه‌ها» قطعی است؟

در حال‌حاضر من به همراه ایمان صفایی مشغول نوشتن یک فیلمنامه سینمایی هستیم که محمد شایسته تهیه‌کننده‌گی آن‌را بر‌عهده خواهد داشت. بنابراین بعد‌از ساختن این کار سینمایی و گرفتن بازخوردهای مردمی که تا ‌به‌ این‌جا مثل این‌که از «لیسانسه‌ها» خوششان آمده است سری‌سوم را خواهیم ساخت.

این فیلم سینمایی که از ساخت آن صحبت می‌کنید همان ملودرامی نیست که دو زن شخصیت‌های اصلی آن بودند؟

در فکر آن کار هم هستم اما درحال‌حاضر نه؛ البته ناگفته نماند که در کنار دوشخصیت زن دو‌شخصیت مرد هم داشت. در‌نهایت ابتدا به این کار سینمایی، سپس «فوق‌لیسانسه‌ها» و بعد از آن‌ها به این کار ملو درام خواهم پرداخت.

گفتید اگر مردم از «لیسانسه‌‌ها» راضی باشند، یعنی از بازخوردها بی‌اطلاع هستید یا این‌که استقبال مخاطب خوب نبوده؟

نه؛ اتفاقا و خوشبختانه بازخوردهایی که دریافت کردیم بسیار مثبت بودند و مردم سریال را دوست داشته‌اند.

در صحبت‌هایی که با بازیگران داشتیم معتقد بودند بسیاری از اتفاقات از این به‌بعد رخ می‌دهد، این روند کمی برای کار کند نیست؟

ما باید به اواسط سریال می‌رسیدیم، ضمن این‌که قصه‌ها از ابتدا هم وجود داشتند و قرار نیست که اتفاقات جدیدی آغاز شوند؛ بنابراین پیش آمدن لحظات جدید تاثیری در روند قصه نخواهند داشت در‌واقع سریال روند خود را حفظ خواهد کرد.

کارگردانی و ساخت سریال و حالا هم فیلم سینمایی و در کنار این‌ها اجرای برنامه «کتاب‌باز» شما را از فضای بازیگری دور نکرده است؟

من همچنان مشغول فعالیت‌هایی که در گذشته داشتم هستم، هنوز می‌نویسم و از نوشتن و کارگردانی دور نشده‌ام، سال گذشته چند کار بازی کردم که آخرین کارم هنوز در‌حال‌ اکران است. خداراشکر پیشنهادات بازی وجود دارد و در‌حال بررسی آن‌ها هم هستم اما در حال‌حاضر خیلی برایم مهم نیست که کدام‌یک از این فعالیت‌ها مانند کارگردانی، نوشتن و ... بر دیگری مقدم است؛ هر‌کدام را که دوست داشته باشم و پیش بیاید انجام می‌دهم؛ یعنی هرکدام که شرایط مناسبی در زمان و مکانی که در آن هستم مناسب‌تر باشد.

اما فضای حضور در«کتاب‌باز» با نوشتن و کارگردانی کمی فرق دارد.

ما «کتاب‌باز» را هفته‌ای یک‌روز ضبط می‌کنیم و خیلی تداخلی با سایر کارهای من ندارد و به آن‌ها آسیبی نمی‌رساند. اتفاقا خیلی به این برنامه علاقمند شدم، با این‌که من مجری نیستم و سابقه‌ای در این زمینه ندارم اما الان بازخوردهای مردم را که می‌بینم باعث شده خیلی به برنامه علاقمند شوم. همان‌طور که گفتم هر‌کدام از این فعالیت‌ها اگر با حال‌و‌هوای من جور باشند و اگر شرایطی باشد که آن‌را دوست داشته باشم کار را انجام می‌دهم.

پیشنهاد اجرای «کتاب‌باز» را از بین پیشنهادات دیگر برای اجرا پذیرفتید؟

نه؛ فقط همین پیشنهاد وجود داشت.

یعنی اولین پیشنهاد در فضای اجرا «کتاب‌باز» بود؟

در‌نظر داشته باشید من مجری نیستم، اصولا نه مجری بودم و نه آن‌را بلد هستم، حتی الان هم خودم را مجری نمی‌بینم، ولی لطف دست اندرکاران برنامه «کتاب‌باز» و مدیر شبکه نسیم بوده و چون من این حوزه را خیلی دوست دارم و اصولا کتاب مقوله‌ای مهم و جزو دل‌مشغولی‌های خودم است و به‌آن علاقمندم، جزو تجربیات خیلی خوب بود و از آن راضی هستم. اصولا حرف زدن با آدم‌هایی که اکثر آن‌ها را می‌شناسم، جزو دوستان من هستند و من هم از علاقمندان آن‌ها هستم را دوست دارم؛ علاقمند نشستن کنار یک دوست، نویسنده، مترجم، منتقد و... و حرف زدن راجع به‌کتاب هستم.

می‌گویید مجری نیستم و خودم را مجری نمی‌دانم؛ اگر بعد از «کتاب‌باز» پیشنهاد اجرا در برنامه‌ای داشته باشید آن را نمی‌پذیرید؟

در حوزه اجرا باید کاری که پیشنهاد می‌شود را خیلی دوست داشته باشم؛ در‌غیر‌این‌صورت نه؛ به‌نظرم آدم خیلی مناسبی برای اجرا نیستم. مگر کاری باشد که جزو دل‌مشغولی‌های خودم هم باشد.

اگر به‌سراغ ساخت سریالی در تلویزیون بروید که فضایی جدا از کمدی و طنز داشته باشد (همان کار ملودرام) باعث تغییر روند شما در سریال‌سازی و فاصله از دنیای طنز خواهد شد؟ این کار ریسک نیست؟

نه؛ من خیلی این موضوع را ریسک نمی‌دانم، اگر شرایط کاری برای من مهیا باشد آن‌را می‌سازم و تمام سعی خود را خواهم کرد که مثل همیشه کاری موفق باشد و مردم هم آن را دوست داشته باشند؛ در‌غیر‌این‌صورت مهم این است که من سعی خودم را کرده‌ام و متاسفانه ممکن است با‌وجود تمام تلاش‌ها گاهی سعی آدمی به‌نتیجه نرسد؛ البته اگر آن‌کار ملودرام را بسازم تغییری در روند من خواهد بود.

چقدر از «ضبط‌کتاب» باز باقی مانده است؟ این برنامه ادامه خواهد داشت؟

تا کنون ۷۰‌قسمت از کار را ضبط کرده‌ایم و در‌حال ضبط مابقی قسمت‌ها هستیم. ادامه دار بودن این برنامه به‌‌نظر مدیران بستگی دارد.

بعد از تجربه فعالیت در عرصه‌های مختلف آیا مایل هستید قدم به عرصه استندآپ کمدی هم بگذارید و این کار را نیز تجربه کنید؟

‌من هیچ‌گاه خود را استندآپ کمدین نمی‌‌دانم، در‌واقع من استند آپ کمدین نیستم، بنابراین این‌کار را انجام نمی‌دهم زیرا فکر می‌کنم مناسب این کار نیستم.

فکر می‌کنید مناسب این کار نیستید؟

‌در حال‌حاضر در مواجهه با پیشنهادات ابتدا به این موضوع فکر می‌کنم آیا توانایی انجام آن‌کار را دارم یا نه، بنابراین الان می‌دانم برای استندآپ کمدی آدم مناسبی نیستم.

به‌تازگی پیشنهادی در این زمینه داشتید؟

بله، اتفاقا پیشنهاد هم داشتم.

این پیشنهاد ازطرف برنامه «خندوانه» بود؟

نه از طرف برنامه «خندوانه» نبود، از برنامه‌های مختلف.

چرا؟

چون می‌دانم که این‌کار مستلزم داشتن ویژگی‌هایی است که من فکر می‌کنم دارای آن‌ها نیستم.

زمانی در تلویزیون کسانی‌که کارهای طنز می‌ساختند اغلب جزو اسامی شناخته‌شده وبزرگ این عرصه بودند مانند برادران قاسم‌خانی، سعیدآقاخانی، مهران مدیری، خود شما و... اما کم‌کم و در حال‌حاضر با ریزش این اسامی مواجهیم حتی برخی که با تلویزیون قطع همکاری کرده‌اند. چرا؟

اصول کار‌کردن در حوزه طنز کمی سخت است؛ خنداندن مردم کار آسانی نیست؛ همچنین به‌دلیل شرایط خاصی که ما داریم کار سخت‌تر هم می‌شود به این معنا که ما محدودیت‌هایی را داریم که سختی‌ها را به‌وجود می‌آورند، در‌نتیجه در این شرایط هر‌کس نمی‌تواند باقی بماند و کار‌کند اما تجربه «لیسانسه‌ها» دو‌مورد را به من نشان داد که باعث امیدواری فراوان من شد؛ بعد‌از ساخت سریال «شمعدونی» احساس بسیار بدی داشتم و فکر می‌کردم دیگر نمی‌شود کار کرد.

به چه‌دلیل؟

فکر می‌کردم که دیگر نمی‌توان با‌کسی شوخی کرد، در‌واقع ممکن است با هر‌شوخی به عده‌ای بربخورد و باعث گلایه آن‌ها شود. اما استقبالی که از سریال «لیسانسه‌ها» شد ، مردم کار را دوست داشتند همچنین مدیران تلویزیون به ما اجازه دادند شوخی‌های ما «لیسانسه‌ها» پخش شود؛ ما حتی با تلویزیون هم شوخی کردیم به‌علاوه با مسئولان هم شوخی‌هایی داشتیم؛ احساس می‌کنم گویی فضا بازتر است یعنی امیدواری برای من زنده شده است که هنوز هم می‌توان کار طنز انجام داد؛ طنزی که هم مردم دوست داشته باشند و هم بتوان در آن یکسری حرف‌ها را زد و با برخی از دغدغه‌ها و مسائل شوخی کرد.

همچنان مایلید که با بازیگران تئاتر هم در ساخت کارهایتان همکاری کنید؟

ترکیبی که همیشه از بازیگران استفاده می‌کنم ترکیبی از بازیگران با‌تجربه یا فعال در عرصه تئاتر که کمتر در تصویر دیده شده‌اند و بازیگران حوزه طنز و غیر طنز که مناسب باشند است. باید به سناریو فکر کرد و نه لزوما به بازیگران خاص.

بعضی مواقع بازیگران تئاتر نسبت به تلویزیون گارد دارند و کمتر در این حوزه کار می‌کنند اما در کارهای شما این اتفاق نمی‌افتد.

لطف دوستان است که در کارهای من حضور دارند اما حاصل این همکاری‌ها همیشه برای من خوب بوده است. فکر می‌کنم دوستانی هم که آمدند خیلی ناراضی نیستند.

دوره‌ای شاهد تولید و پخش کارهای ۹۰‌شبی طنز در تلویزیون بودیم که اتفاقا خیلی مورد‌استقبال قرار می‌گرفتند، چرا دیگر از ساخت این کارها خبری نیست؟

الان شرایط کار ۹۰‌شبی به آن شکل فراهم نیست؛ برای این‌که یک‌قسمت آن کارها معمولا در یک‌روز ضبط می‌شد؛ وقتی «چهارخانه» را می‌ساختیم یک‌قسمت را یک‌روزه ضبط می کردیم اما برای «لیسانسه‌ها» تقریبا در ۵‌روز یا گاهی ۶‌روز ضبط یک‌قسمت طول می‌کشید و دیگر نمی‌شود. درست است کار ۴۰‌دقیقه‌ای که یک‌روزه ضبط می‌شد خاطره خوشی برای ما به‌جا گذاشته اما اگر همان کار الان پخش شود مردم ارتباط لازم با آن را برقرار نمی‌کنند چرا‌که سطح توقع به‌درستی بالاتر رفته است و می‌خواهند که کار دقیق‌تر باشد. به‌همین دلیل کار ۹۰‌شبی به آن معنا جواب نمی‌دهد.

قصد ندارید با دوستان و همکاران قدیمی خود کار مشترکی را بسازید؟

ما هنوز هم با هم دوستیم و اگر پیش آید چرا‌که‌نه، حتما با هم همکاری خواهیم کرد.

در این رابطه صحبتی هم شده و برنامه‌ریزی داشتید؟

من با تمام کسانی‌که در‌گذشته کار کرده‌ام در ارتباط خیلی نزدیک هستم. با پیمان و محراب که ارتباطی‌ صمیمی دارم؛ با آقایان مدیری، عطاران، آقاخانی هم همین‌طور و اگر شرایط چنین کاری پیش آید فکر نمی‌کنم کسی نخواهد با کسی کار کند.

به فکر ساخت یک اثر و توزیع آن در نمایش خانگی نیستید؟

شاید در آینده این کار را کردم اما الان در فضای برنامه‌ریزی فعلی ذهنی‌ام نیست. برنامه الانم ساخت کار سینمایی و سپس «فوق‌لیسانسه‌ها» است؛ اگر در این بین، ساخت یکی از آن‌ها عملی نشود و تغییر کند این‌کار را می‌کنم. صحبت‌هایی در این راستا شده و پیشنهاداتی هم داشته‌ام.

بهتر نبود فوق «لیسانسه‌ها» به‌محض اتمام «لیسانسه‌ها» پخش می‌شد؟

نه؛ بهتر است کمی از «لیسانسه‌ها» بگذرد زیرا ما باید قصه‌ها را وارد فضای جدیدتری و تغییراتی را در کاراکترها ایجاد کنیم و به‌‌همین‌دلایل وجود‌ فاصله بهتر است.

سری‌اول «لیسانسه‌ها» ضبط متوالی را داشت که در پخش به دو فصل تقسیم شد.

برنامه ما برای فصل‌سوم این بوده و هست که فاصله لازم وجود داشته باشد. بنابراین طبق همین برنامه پیش می‌رویم.

نگاهی که در «لیسانسه‌ها» دارید در «فوق‌لیسانسه‌ها» هم خواهید داشت؟

بله مسائل جوانان که البته باید به‌سراغ یکسری مسائل دیگر هم برویم اما با همین پایه و البته با زوایای جدید.

در این‌زمینه یعنی بیان مسائل با ممیزی روبه‌رو نشدید؟

تا‌به‌حال که تلویزیون و نیروی انتظامی همکاری خیلی‌خیلی خوبی با ما داشتند امیدوارم در ادامه هم این روند حفظ شود.

مانند سکانسی که در استخر گرفتید و البته خبرساز هم شد و بازخوردهای مثبتی را در‌پی داشت.

بله خداراشکر؛ این نشان می‌دهد که ظرفیت‌ها بالاست و مشخص می‌کند که این موارد فقط شوخی است.

کار طنز خاصه سریال اخیر شما علاوه بر خلق لحظات کمیک حرف های زیادی برای گفتن دارد.

ما در «لیسانسه‌ها» علی‌رغم فضای‌کلی، لحظات به‌شدت غم‌انگیزی داریم، لحظاتی‌که آدم را ناراحت می‌کند؛ تلنگر دارد، ‌حرف می‌زنیم، انتقاد می‌کنیم، ما در زندگی واقعی هم هیچ‌زمان و لحظه‌ای نیست که سراسر غم یا برعکس باشد؛ ممکن است در اوج شادی، استرس و دل‌مشغولی داشته باشیم، بخندیم اما ذهنمان درگیر یک دغدغه باشد حتی در یک مجلس عزاداری قلبمان غمگین است اما شاید لحظه‌ای هم بخندیم، در زندگی واقعی هم این غم و شادی دائم در هم تنیده و پیچیده است؛ درست است که یک کار کمدی و مفرح می‌سازیم اما در آن لحظاتی هست که زوایای دیگری از زندگی را می‌بینیم

لینک کوتاه: http://newsfa.ir/news/502973

کوتاه و خواندنی

قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می‌کرد. در یکی از سخت‌ترین آزمایش‌های پروژه یک تکنسین سیم‌ها را برعکس وصل کرد و آ...

در بحث شركت كنيد

پربحث ترین ها