جمعه 1396/09/24

نظر علی دایی در مورد سرمربی آلمانی استقلال

  • کد خبر: ۴۷۱۲۳۷
  • تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ - ۰۸:۱۸ ب.ظ
  • مرجع خبر: خبر ورزشی
  • گروه خبر: ورزشی
پیدا کردن علی دایی و واداشتن او به حرف زدن، این روزها کار سختی است...
بعد از اتفاقاتی که به دنبال ناکامی بزرگ پرسپولیس مقابل الهلال افتاد و اهانتی که الهلالی‌ها به شهریار فوتبال ایران کردند، علی دایی به انتشار یک پیام در حمایت از ایران اکتفا کرد و به کشورهای عربی فهماند باید با ایران و ایرانی با احترام برخورد کنند.
به گزارش خبرورزشی،پیامی که با حمایت قاطع هموطنان‌مان مواجه شد و از همان زمان دنبال گفت و گو با دایی بودیم و سرانجام راهش را در این دیدیم که به تمرین سایپا برویم و شهریار را در حاشیه آماده‌‌سازی تیمش به یک گپ مختصر دعوت کنیم.
* حتماً در جریان هستید که وینفرد شفر به ایران آمده است. با توجه به سابقه حضور شما در فوتبال آلمان، خیلی‌ها دوست دارند بدانند شما شناختی از این مربی دارید؟
شناخت که دارم، شفر در فوتبال آلمان چهره شناخته شده‌ای است. آن زمان که من در بوندس‌لیگا بازی می‌کردم، اگر اشتباه نکنم شفر سرمربی کارلسروهه بود.
* فکر می‌کنید شانس موفق شدن در استقلال را دارد؟
از لحاظ حرفه‌ای خیلی درست نیست که من درباره استقلال و آینده‌اش حرف بزنم ولی به نظرم خیلی می‌تواند به استقلال کمک کند، به شرطی که حمایتش کنند. اگر حمایت شود و فرصت برای شناسایی محیط و فضای فوتبال ایران و پیاده کردن تفکراتش داشته باشد، حتماً نتیجه می‌گیرد. این همه راه را آمده‌اید که از من درباره شفر بپرسید؟ (خنده)
* حقیقتش نه،‌ گفتیم مقدمه‌چینی کنیم تا به سؤال اصلی برسیم... بعد از ماجراهای الهلال، مردم خیلی از شما حمایت کردند...
مردم همیشه به من لطف داشتند و دارند ولی دوست ندارم درباره این موضوع حرف بزنم.
* چرا؟ برای ما مهم است که بازیکنان یک تیم آسیایی به خودشان اجازه بدهند درباره یکی از مفاخر فوتبال ایران حرف بزنند...
اشتباه می‌کنید، نباید برایتان مهم باشد... نباید به این آدم‌ها بال‌ و ‌پر بدهید. باور کنید من اصلاً این آدم‌ها را نمی‌شناسم و اسم‌شان را هم نشنیده بودم. شما هیجان می‌دهید و اظهار نظرهای آدم‌های گمنام را منعکس می‌کنید. من که نباید وقتم را بگذارم برای این آدم‌ها، اگر پیامی هم منتشر کردم، برای حمایت از مردم ایران بود. مردم هم که به من لطف دارند وگرنه الهلال، ملهلال که... خنده‌ام می‌گیرد واقعاً!
* موضوع دیگری که این روزها خیلی سر و صدا کرده، بحث شایعه شب‌زنده‌داری یکسری بازیکنان پرسپولیس در اردوی امارات است...
من نمی‌توانم بگویم کسی شب‌زنده‌داری کرده است یا نه چون خودم در امارات نبودم و درست نیست بر حسب شنیده‌ها به کسی تهمت شب‌زنده‌داری بزنم اما با دیر خوابیدن بعضی از فوتبالیست‌های این نسل واقعاً مشکل دارم.
* یعنی کسی نیست که به آنها بگوید این به ضرر خودشان است؟
به نظر شما واقعاً کسی باید این مسائل واضح را به یک فوتبالیست حرفه‌ای بگوید؟! فوتبال حرفه‌ای یکسری شرایط می‌خواهد، فرهنگ حرفه‌ای می‌خواهد که متأسفانه یکسری از بازیکنان ما این فرهنگ را ندارند که ندارند و هم به خودشان ضربه می‌زنند و هم به تیم و هم به پرستیژ فوتبالیست‌های حرفه‌ای...
* شما یکی از کسانی بودید که همیشه در دوره اوج‌تان، الفبای حرفه‌ای‌گری را رعایت می‌کردید...
خب باید رعایت می‌کردم، شما نمی‌توانی همه چیز را با هم بخواهی! نمی‌توانی هم تفریح کنی و هم در کارت پیشرفت کنی، باید از یکسری چیزها بگذری تا به اهدافت برسی... این بچه‌ها همه چیز را با هم می‌خواهند و نمی‌شود... من هرگز ساعت دوازده شب را ندیدم، یعنی در دوران فوتبالم امکان نداشت حتی یک شب تا ساعت 12 بیدار بمانم اما الان شرایط فرق می‌کند. خیلی چیزها عوض شده است و متأسفانه بچه‌ها هم مراقب خودشان نیستند.
* دردآور اینجاست که شایعه شده یکی از مدیران باشگاه هم همراه‌شان بوده...
کدام مدیر؟ چرا اسم این آدم‌ها را می‌گذارید مدیر؟ من قبلاً حرف‌هایم را درباره این آقایان زده‌ام... من کاری ندارم که آنها همراه بازیکنان بودند یا نه اما با نوع حرف زدن این آدم‌ها مشکل دارم. مگر لات‌بازی است که بیایی بگویی من اگر 4 صبح هم به اردو برگشته باشم به کسی ربطی ندارد؟ این اهانت به مردم است، این توهین مستقیم به هواداران است. شما مگر مسافرت شخصی رفتی، مگر با رفقای خودت رفتی، مگر با پول جیب خودت رفتی که بگویی می‌توانم تا 4 صبح هم بیرون باشم. اگر سفر شخصی رفتی، بگو زندگی خصوصی‌ام است و دلم می‌خواهد تا هفت صبح در خیابان‌ها بچرخم ولی وقتی با کاروان یک تیم ورزشی می‌روی باید چارچوب را رعایت کنی و دیگر نمی‌توانی بگویی به خودم مربوط است.

لینک کوتاه: http://newsfa.ir/news/471237

کوتاه و خواندنی

قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می‌کرد. در یکی از سخت‌ترین آزمایش‌های پروژه یک تکنسین سیم‌ها را برعکس وصل کرد و آ...

در بحث شركت كنيد

پربحث ترین ها